ID : 10339415
یادداشت/ محمد رضا شایق؛

اگر از غارت میراث فرهنگی ناراحتید، چرا در مقابل حمله بهائیان سکوت کردید؟


چرا ده سال پیش دو طرف امیرچخماق زمین را حفر و یک بنای جعلی درست کردند که سندیت بنای اصلی را نیز در معرض تردید قرار داد، کسی چیزی نگفت؟ آیا اضافه کردن به بنای باستانی با ساخت و ساز جدید و آن را جزء مجموعه جا زدن موافق قوانین یونسکو است؟

نویسنده‌ای طی نوشته‌ای در روزنامه ایران مدعی شده که دولت باید علیه کسانی که قانون میراث فرهنگی را نقض کرده و جنازه چند شهید را در این محوطه دفن کرده‌اند شکایت کند! گویا نویسنده محترم (مثل خیلی دیگر از همفکران خود) گمان کرده که میراث فرهنگی خشت و گل و ساختمان است مثل فیل‌شناسی که در تاریکی دم فیل را گرفته و گفته بود فیل مثل طناب است.

 

معارف دینی و ارزش‌های والای معرفتی ما میراث فرهنگی دست اول‌اند. در سایه دین، علوم و ارزشهای تمدنی بزرگ در عالم اسلام پدید آمد که به این ساختمان‌ها ارزش و قداست داد. همین تکیه امیرچخماق حسینیه سیدالشهدا است که اگر میراث فرهنگ عاشورا نبود این هم وجود خارجی نداشت. قدسیت مسجد به خاطر خشت و گل آن نیست بلکه چون جای ذکر خدا و قرآن و معارف دین است ارزش دارد. بعضی از بتهایی که در کعبه بودند قدمت و ارزش هنری بسیاری داشتند ولی رسول خدا (ص) آن‌ها را خورد و نابود کرد. و گوساله سامری که با طلا ساخته شده بود با مبنای این حضرات چیز با ارزشی بوده ولی حضرت موسی به دستور خدا آن را ذوب کرد و در دریا ریخت. (سوره طه، آیه ۹۷) بی‌شک این دو اقدام توحیدی و نیز اقدام حضرت ابراهیم در شکستن بتهای بابل که در ‌‌نهایت زیبایی ساخته شده‌بودند از نظر سازمان یونسکو جرم محسوب می‌شود! خوب حضرات محترم شما هم با آن‌ها هم‌نوا شده و علیه رسول مکرم اسلام و حضرت موسی و ابراهیم علیهم السلام اعلان جرم نمایید.

 

 

اگر شما از غارت میراث فرهنگی ما ناراحتید، چرا در دوران حاکمیت اصلاحات در مقابل ترکتازیهای بهائیان علیه ارزشهای دین و دعوت به بهاییت به صورت علنی و تبلیغ که صددرصد مخالف قوانین صریح کشور و اسلام است اظهار ناراحتی نکرده و کسی را دعوت به شکایت علیه آن‌ها ننمودید؟ چرا وقتی این‌ها به آقای خاتمی نامه نوشتند و‌زیاده خواهی آشکار نمودند آقای خاتمی قانونمدار یادآور قانون به آن‌ها نشد و در مقابل اقاویل آن‌ها سکوت کرد؟

 

طبق قوانین صریح و بی‌ابهام کشور حتی قرقه‌های رسمی دیگر مثل مسیحیت و مجوسیت (زردشتی‌ها) حق تبلیغ دین خود را ندارند ولی آن‌ها علنا این قوانین را زیر پا گذاشته و علیه اسلام و به نفع دین خود تبلیغ و‌گاه جسارت می‌کنند از جمله جشن زردشتیان در سالهای گذشته به مناسبت نیمه شعبان در یزد که طی آن دختران بی‌حجاب در مقابل حضار مرد و زن رقصیدند و تصاویر مستهجن آن‌ها در سایت‌ها پخش شد.

 

به‌راستی امثال جنابعالی که دلسوز قوانین و میراث گرانبهای فرهنگی هستند کجا بودند که دم بر نیاوردند؟ یا اینکه اعتقادات و ارزش‌ها، جزء میراث فرهنگی ما نیست؟ به حکم خدا ورود کافر و مشرک به مسجد، حرام است و مومنین موظفند آن‌ها را به مسجد راه ندهند. مسجد جامع یزد شبانه‌روز محل تردد توریستهای مسیحی و کلیمی و بودایی است که بسیاری از آن‌ها بت‌پرستان شرق آسیا هستند. حتی در مواردی مشاهده شده که طرف با سگ خود وارد مسجد شده و امروز ورود زنان بدحجاب یا بهتر بگویم بی‌حجاب در این مسجد و سایر مساجد در لیست میراث فرهنگی امری عادی و بلامانع شده و کسی از این حضرات دلسوز قانون از این کار منع نمی‌کند و شاید هم در نظر عده‌ای شکستن حریم قانون خدا مشکلی ندارد و آنچه مهم است قانون یونسکو است!

 

وانگهی کجای این کار ضربه به بنای موجود است؟ آیا کندن چند قبر در فاصله سی متری اخلال به این بنا است؟ اگر این است پس چرا ده سال پیش دو طرف امیرچخماق زمین را حفر و یک بنای جعلی اینجا درست کردند که سندیت بنای اصلی را نیز در معرض تردید قرار داد و کسی چیزی نگفت؟ آیا اضافه کردن به بنای باستانی با ساخت و ساز جدید و آن را جزء مجموعه جا زدن موافق قوانین یونسکو است؟

 

در قدیم لطیفه‌ای می‌گفتند که فردی به دوستش گفته بود چرا در ایام عید به شهر ما نمی‌آیید؟ جواب داده بود که شهر شما آثار باستانی ندارد. وی گفته بود درست است ولی مسؤلین ما در حال ساختن آثار باستانی هستند! روزی دیدیم این مضحکه تبدیل به واقعیت شد و اینجا هیچ کار‌شناس میراث فرهنگی اعتراض نکرد و کسی آن را خلاف قوانین یونسکو ندانست و کسی متوجه نبود که نفس این عمل باعث قرار دادن بقیه بنا در معرض اتهام جعلی بودن می‌شود. زیرا وقتی توریست‌ها این صحنه‌ها را مشاهده کنند به صحت و قدمت بقیه بنا‌ها نیز شک می‌کنند. با اینکه حفاری این بنا از کنار دیوار شروع شد و از نظر حجم، حداقل ۲۰ برابر حجم قبور شهدا است.

 

امروز عده‌ای در باطن از فرهنگ ایثار و شهادت کراهت دارند؛ زیرا بقای این فرهنگ مانع اهداف مادی و هوسهای آن‌ها است. ولی جرأت ندارند که اظهار کنند. به ظاهر و زبانی شهدا را تکریم می‌کنند اما به فکر و فرهنگ آن‌ها می‌تازند. مؤید این معنا آن است که در زمان اصلاحات در رسانه‌های اصلاح‌طلب توهین‌های بسیاری به شهدا و حتی سیدالشهدا صورت گرفت و حتی با کمال پر رویی نوشتند حسین‌بن‌علی (ع) تاوان خشونت جدش را پرداخت و هیچکدام از این آقایان که امروز به امت حزب‌الله تشر می‌زنند که چرا شهدا را خصوصی کرده‌اید در آن ایام دلشان به درد نیا‌مد که از شهدا و سیدالشهدا دفاع کنند.

 

آن یکی می‌گفت اشتر را که هی

از کجا می‌آیی‌ای اقبال پی

گفت از حمام گرم کوی تو

گفت خود پیداست از زانوی تو

 

 

محمد رضا شایق




Your Rating
Average (0 Votes)
The average rating is 0.0 stars out of 5.