شناسه : 9288798
یادداشت/ جوابیه سخنان آقای رضوی در مهریز


هفته گذشته نماینده اسبق مردم یزد در مجلس در سخنرانی خود در مهریز بدون هیچگونه دلیل و مدرکی سخنانی سراسر دروغ و بدون هرگونه پشتوانه در مورد اصل مترقی ولایت فقیه و شخصیت نورانی حضرت امام خمینی(ره) ایراد داشته است که باید گفت: آقای سیاستمدار! این کلام امام خمینی است: ولایت فقیه یک چیزی است که خدای تبارک و تعالی درست کرده است. همان ولایت رسول‏اللّه‏ هست. و ...

یزد آوا؛  آقای سیاستمدار! این کلام امام خمینی است: ولایت فقیه یک چیزی است که خدای تبارک و تعالی درست کرده است. همان ولایت رسول‏اللّه‏ هست. و اینها از ولایت رسول‏اللّه‏ هم می‏ترسند! شما بدانید که اگر امام زمان ـ سلام‏اللّه‏ علیه ـ حالا بیاید، باز این قلمها مخالف‏اند با او.

 

ایام ماه محرم و مجالس عزاداری سیدالشهدا علیه السلام یکی از ابزار تقویت باورهای دینی محبان اهل بیت علیهم السلام و خنثی کننده توطئه های دشمنان اسلام به شمار می آید. اما در کنار همه جنبه های مثبت، در برخی از موارد اعتقادات پاک و خالص مردم محب امام حسین علیه السلام مورد سوء استفاده کسانی واقع می شود که نه تنها به دنبال بصیرت افزایی و گسترش فرهنگ عاشورایی نیستند بلکه به دنبال اهداف سخیف و سطحی جناحی و سیاسی خود و باندهای قدرت هستند.

 

سال های انتهایی دهه 70 مردم در روزنامه ها و برخی از تریبون ها شاهد ترویج شبهات دینی و مطالب کذب بر علیه اسلام و انقلاب بودند که هنوز تلخی آن در اذهان باقی مانده است. جسارت هایی که برخی ها فکر می کنند زمینه تکرار آن فراهم شده است.

 

اما هفته گذشته بنا به به نقل برخی از سایتها و پرس و جوی بنده از چند تن از اهالی محترم شهرستان مهریز نماینده اسبق مردم یزد در مجلس شورای اسلامی در سخنرانی خود در یکی از حسینیه های این شهر بدون هیچگونه دلیل و مدرکی سخنانی سراسر دروغ و بدون هرگونه پشتوانه در مورد اصل مترقی ولایت فقیه و شخصیت نورانی حضرت امام خمینی رحمت الله علیه ایراد داشته است. وی گفته است:« وقتی امام از پاریس آمد، به قم رفت و اصلا به دنبال این چیزها نبود بعدا ولایت فقیه تصویب شد و گفتند ولی فقیه شمائید. آوردنش تهران و گرفتارش کردند و...»

 

در این سخنان علاوه بر تحریف تارخ و تخویف شخصیت علمی مدیریت و تقوای حضرت امام خمینی رحمه الله علیه به اصل ولایت فقیه و منصب امامت امت در عصر غیبت امام زمان علیه السلام بر روی منبر سید الشهدا جفا و ظلم شده که انتظار می رود علما و مراجع به عنوان مرزبانان حریم اعتقادی جامعه اسلامی هرگونه که صلاح می دانند اقدام فرمایند. در عین حالی که وظیفه اصلی موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی حفاظت از اندیشه و میراث معنوی امام خمینی و جلوگیری از انحراف آن است وظیفه ای که متاسفانه در امواج ظلمانی رودربایستی های جناحی و حساب و کتابهای سیاسی مغفول مانده است و این غفلت به جسارت دزدان اندیشه ومیراث حضرت امام افزوده است.

 

پاسخ مستدل، متقن ومکفی به اراجیف شخص مذکورفرصتی می طلبد که انشاءالله انجام خواهد شد اما در این مجال به اختصار نکاتی به استحضار خوانندگان عزیز می رساند:

 

1-   بر خلاف عده ای قلیل که سواد دینی لازم را ندارند و سعی می کند منصب ولایت فقیه را دست پرورده و ایجاد شده به دست امام خمینی بدانند، ولایت فقیه ریشه در سیره ائمه اطهار واحادیث نورانی اهل بیت دارد. هر کس که تنها چند سالی در حوزه های علمیه درس خوانده باشد و یا مطالعه ای مختصر در این زمینه داشته باشد ریشه های گسترده ولایت فقیه را در فقه تشیع مشاهده خواهد کرد. البته این امام خمینی بود که با مجاهدت طاقت فرسا و با همراهی و جانفشانی ملت قهرمان ایران، ولایت فقیه را برای اولین بار در تاریخ شیعه، در کشور ایران رسمیت داد و اجرایی کرد.

2-   برای اینکه مبانی اصل ولایت فقیه بهتر برای مخاطبان محترم مشخص شود چند حدیث در این رابطه نقل می شود:

الف: امام صادق(علیه السلام) فرمود:«ینظر إنّ من کان منکم ممّن قد روی حدیثنا و نظر فی حلالنا و حرامنا و عرف أحکامنا فلیرضوا به حکماً فإنّی قد جعلته علیکم حاکماً (کافی ج ۱ ص ۶۷(

مردم باید دقت کنند و از میان فقهایی که راوی حدیث ما هستند و در احکام حلال و حرام ما صاحب نظرند و به احکام اهل بیت(ع) آشنایی دارند، فقیهی را انتخاب کنند و او را در میان خود حاکم قرا دهند. چرا که من او را بر شما حاکم قرار دادم.»

بدین ترتیب فقها از جانب ائمه ی معصومین(ع) به عنوان حکام تعیین شده اند و مردم هر کسی را که از میان فقها انتخاب نمایند، هم او منتخب و نایب امام نیز هست.

ب: توقیع شریف امام زمان (عجل الله تعالی فرجه):
«و امّا الحوادث الواقعة فارجعوا فیها إلی رواة حدیثنا (أحادیثنا) فإنّهم حجّتی علیکم و أنا حجّة الله

در حوادث و پیشامدها به راویان حدیث ما رجوع کنید، زیرا آنان حجّت من بر شمایند و من حجّت خدایم»

وسائل الشیعه ج ۲۷ ص ۱۴۰
فقها حجت هایی هستند که مردم در تمامی امور خود باید به آنها مراجعه کنند. مفهوم این کلام، آن است که فقها از طرف امام(ع) حجت بر مردم هستند و همه ی امور مسلمین و تمامی کارها و شئون اجتماعی به آنان واگذار شده است.

ج: امام صادق(عليه السلام)

«مَنْ كَانَ مِنْكُمْ قَد رَوَى حَِديثَنَا وَ نَظَرَ فِى حَلاَلِنَا وَ حَرَامِنَا وَ عَرَفَ اَحْكَامَنَا فَلْيَرْضَوْا بِهِ حَكَماً فَاِنِّى قَدْ جَعَلْتُهُ عَلَيكُمْ حَاكِماً فَاِذَا حَكَمَ بِحُكْمِنَا فَلَم يَقْبَلْهُ مِنْهُ فَاِنَّمَا اِسْتَخَفَّ بِحُكْمِ اللَّهِ وَ عَلَيْنَا رَدَّ وَ الرَّادُّ عَلَيْنَا كَالرَّادِّ عَلَى اللَّهِ وَ هُوَ عَلَى حَدِّ الشِّرْكِ بِاللَّهِ »    اصول كافى، ج 1، ص 67؛ وسايل الشيعه، ج 18، ص 98.

... هر كس از شما كه راوى حديث ما باشد و در حلال و حرام ما بنگرد و صاحب نظر باشد و احكام ما را بشناسد او را به عنوان داور بپذيريد. همانا من او را حاكم بر شما قرار دادم. پس هر گاه حكمى كرد و از او قبول نكردند، حكم خدا را سبك شمرده‌اند و ما را رد كرده‌اند و آن كس كه ما را رد كند خدا را رد كرده و رد كردن خدا در حدّ شرك به خداى متعال است.

 

3-   امام خمینی اولین کسی نبود که بحث ولایت فقیه را مطرح کرد بلکه قاطبه فقها و علمای شیعه در کتاب هایشان به این اصل پرداخته اند. به عنوان مثال: محقق ثانی در جامع المقاصد، علامه حلی در مختلف الشیعه، ابن فهد حلی در المهذب البارع، شهید ثانی در روض الجنان، محقق سبزواری در ذخیرة المعاد، فاضل هندی در کشف اللثام، شیخ انصاری در کتاب الخمس و صدها فقیه برجسته دیگر به شرح مبانی و حیطه اختیارات ولی فقیه پرداخته اند.

همه این دلایل فقهی که ریشه در قرآن کریم و روایات و سیره ائمه اطهار دارد بر هر طلبه ساده ای واضح و مبرهن است، چه رسد به کسی که ادعای  فضل و سواد دارد. پس علت ایراد این اباطیل در امر دیگری نهفته است که به دلیل جلوگیری از اطاله کلام در نوشتاری دیگر به آن پرداخته خواهد شد.

و اما تهمت سخیفی که به امام روا داشته شده هم جوابهای زیادی دارد که به چند مورد اشاره می شود:

 

1-   حضرت امام خمینی(قدس الله نفسه الشریف) از همان ابتدای شروع قیام و حتی قبل از آن به فکر تشکیل حکومت اسلامی با محوریت ولی فقیه بودند و آن را تنها نسخه شفا بخش و نجات دهنده ملت ایران و دیگر ملت های مسلمان جهان می دانستند. دوراندیشی که در آشفتگی و اوضاع وحشتناک فعلی منطقه به خوبی دیده می شود.

 

2-   امام در سال 1322 براي اولين بار در كتاب «كشف الاسرار» به بحث هاي حكومت اسلامي پرداخته و به صراحت، دامنة ولايت فقيه را از افتاء، قضاوت و ولايت بر محجورين فراتر دانسته اند. در سال 1332 يعني ده سال بعد، در كتاب «الرسائل» كليه مسائل مربوط به حكومت، اعم از امور سياسي و قضايي را جزء اختيارات فقيه دانسته اند.

 

3-   امام بحث ولایت فقیه را به صورت مبسوط در درس خارج فقه خود در مسجد شیخ انصاری نجف اشرف در سال 1348 مطرح کردند و بعدها تحت عنوان کتاب حکومت اسلامی و سپس با نام کتاب ولایت فقیه به چاپ رسید.

 

4-   صحیفه نور که شامل تمامی بیانات و نامه های امام خمینی است در دسترس همگان است. هرکسی که به اینترنت دسترسی داشته باشد، با جستجویی ساده در صحیفه نور به دهها جمله کلیدی حضرت درباره ولایت فقیه می رسد. در اینجا به چند نمونه آن اشاره می شود:

*به حرفهای آنهایی که برخلاف مسیر اسلام هستند و خودشان را روشنفکر حساب می‏کنند و می‏خواهند ولایت فقیه را قبول نکنند[اعتنا نکنید]اگر چنانچه فقیه در کار نباشد، ولایت فقیه در کار نباشد، طاغوت است. جلد دهم صحیفه امام 7/12/58

*نگویید ما ولایت فقیه را قبول داریم، لکن با ولایت فقیه اسلام تباه می‏شود .این معنایش تکذیب ائمه است؛ تکذیب اسلام است. جلد دهم صحیفه امام 28/6/58

* در مجلس خبرگان به مجرد اینکه صحبت ولایت فقیه شد، شروع کردند به مخالفت. حتی در آخر این اخیراً، در همین دو روز ـ سه روز پیش از این، در یکی از مجالسشان این منحرفین، اینهایی که از اسلام هیچ اطلاع ندارند، اینهایی که مخالف با اسلام هستند، در مجلسشان گفتند که این مجلس خبرگان باید منحل بشود!قضیۀ ولایت فقیه یک چیزی نیست که مجلس خبرگان ایجاد کرده باشد. ولایت فقیه یک چیزی است که خدای تبارک و تعالی درست کرده است. همان ولایت رسول‏اللّه‏ هست. و اینها از ولایت رسول‏اللّه‏ هم می‏ترسند! شما بدانید که اگر امام زمان ـ سلام‏اللّه‏ علیه ـ حالا بیاید، باز این قلمها مخالف‏اند با او. جلد دهم صحیفه امام 30/7/58

 

5-   بررسي سيرة عملي امام خميني، در مدت يازده ماهي كه در قم بودند و دقت در كيفيت دخالت ايشان در امور مهم سياسي و امر و نهي او در مسائل سياسي و اجتماعي كشور، بيانگر اختيارات و جايگاه مهم و كليدي ولي فقيه، و در آن زمان در اداره جامعه و كشور است. مشخص مي شود كه ايشان در ايجاد نهادهاي مذهبي، اجتماعي و سياسي و نظامي و عزل و نصب مسئولين بلند پايه مملكتي و دستور به مسئولين سياسي و نظامي با وجود استقرار دولت و ... بطور مستقيم و مستقل اقدام مي كردند.

چگونه می شود فقیه برجسته و مرجع تقلیدی که سالها قبل مبانی نظری ولایت فقیه را تدریس کرده است و در آن تصریح می فرمایند«ولایت فقیه از بدیهیات است و تصور آن سبب تصدیق است»، هنگامی که با سالها مجاهدت و تقدیم هزاران شهید و سختی های فراوان رژیم شاهنشاهی سرنگون می شود، اصل ولایت فقیه را فراموش کرده باشد و برای دوری از حکومت و رهبری امت به قم رفته باشد؟!

محمد حامد حرزاده

منبع: یزد رسا




رای شما
میانگین (0 آرا)
The average rating is 0.0 stars out of 5.