شناسه : 10349828
ریشه‌یابی رفتارهای فتنه‌گران در آستانه حماسه نهم دی؛


موسوی به علت دوری از صحنه سیاسی و اجرایی تقریباً برای همگان همچنان ناشناخته باقی ماند و بسیاری از بزرگان هم اگر هم قراین و شواهدی دیده بودند یا می‌دیدند آن را با تکیه‌بر اصل «حمل بر صحت» در ذهن خود توجیه می‌کردند.

یزد آوا؛ دوره نخست‌وزیری آقای میرحسن موسوی دوره خاصی بود و فضای امنیتی ناشی از جنگ تحمیلی و اولویت حفظ نظام -که امام می‌فرمودند از اوجب واجبات است- اجازه  نمی‌داد بسیاری از امور برای مردم که ولی‌نعمت انقلاب‌اند،آشکار شود.

این مسئله چیز عجیبی نیست. در خصوص آقای منتظری هم ما می‌بینیم پس از عزل ایشان حتی بسیاری از نمایندگان وقت مجلس شورای اسلامی آن‌چنان‌که باید در جریان امر نیستند تا جایی که امام عظیم‌الشأن راحل(ره)، نامه‌ای در این خصوص به نمایندگان مجلس صادر فرمودند.

بی‌شک اغلب کسانی که در برهه‌ای کوتاه پس از انتخابات ریاست جمهوری سال 88 به خیابان‌ها آمدند اگر از منویات درونی صاحب بیانیه‌ها باخبر بودند و سناریوی دشمنان بیرونی را در این خصوص متوجه می‌شدند گول شایعات و بیانیه‌های مهیج را نمی‌خوردند و اساساً به چنین فردی رأی نمی‌دادند!

بنده هم که به آقای موسوی رأی ندادم سیمای خرسندکننده‌ای از دوران امام که آقای موسوی نخست‌وزیر بود در ذهن داشتم و در دوران‌های پس از جنگ نیز -که در پرتو آن بسیاری از آدم‌ها را شناختیم- موسوی به علت دوری از صحنه سیاسی و اجرایی تقریباً برای همگان همچنان ناشناخته باقی ماند و بسیاری از بزرگان هم اگر هم قراین و شواهدی دیده بودند یا می‌دیدند آن را با تکیه‌بر اصل «حمل بر صحت»  در ذهن خود توجیه می‌کردند.

اکنون با گذشت زمان و آشکار شدن بسیاری از مسائل بهتر می‌توانیم راز رفتارهای عصبی و عقده آلود مشارالیه را درک و نیز ردپای آن را در دوران نخست‌وزیری ایشان که به مدد شرح صدر امام و رئیس‌جمهور وقت و مقتضیات سخت آن برهه حل یا گم می‌شد پیدا کنیم.

سخنان عجیب در مصاحبه با مجله آمریکایی تایم قبل از انتخابات که البته خیلی‌ها دیر از متن آن خبر شدند ،برخورد عصبی در مناظره‌های انتخاباتی که البته طرفداران آن زمان وی آن را حمل بر جدیت و دلسوزی مشارالیه کرده یا واکنشی به اشتباهات رقیب وی می‌پنداشتند و دیگر رفتارهای نابخردانه و مغایر با حیثیت کشور از جمله اعلام پیروزی با برتری فاحش نسبت به رقیب و اعلام تقلب گسترده آن‌هم قبل از شروع شمارش آرا  و نپذیرفتن هیچ راهکاری برای رفع شبهه و ادعا که با وساطت مستقیم و نجیبانه رهبر معظم انقلاب زمینه آن فراهم‌شده بود و پافشاری بر ابطال انتخابات باشکوهی که چشم همه ناظران را به خود جلب کرده بود  و صدور بیانیه‌های پی‌درپی و ادامه چنین رفتاری در سال 89 همه از این منظر قابل تحلیل است.

اما در اینجا مناسب می‌دانم دو شاهد از شواهد کثیری که می‌تواند به ریشه‌یابی این رفتار باغیانه(از مصدر بغی) که پای دشمن را که از قبل سناریو چیده بود به میدان آورد و خسارات جانی،حیثیتی و مادی فراوانی بر کشور و مردم وارد ساخت  ،در معرض دید خوانندگان محترم قرار دهم:

الف) اظهارات تاریخی آیت‌الله مهدوی کنی (ره)

اظهارات آیت‌الله مهدوی کنی را در خصوص نگاه آقای موسوی به جایگاه ولی‌فقیه عیناً مرور می‌کنیم:

« آقای آقازاده قبل از انتخابات 88  پیش من آمد و گفت: «شما با آقای میرحسین موسوی مخالفت نکن و سکوت کن».

من دو تا ایراد گرفتم و گفتم:‌ «من آقای میرحسین را از نظر اقتصادی یک آدم سوسیالیست می‌دانم. ایشان نه فقط در دوران جنگ که اصولاً سبک تفکرش این بود. روی بدی و خوبی این عقیده بحث ندارم، ولی به‌هرحال ایشان عقیده‌اش این بود. مسئله بعدی هم اینکه ایشان به آقای خامنه‌ای اعتقاد ولایی ندارد. ولایت آقای خامنه‌ای مثل ولایت بوش و مائوتسه تونگ نیست. مردم آنجا هم آن‌ها را رهبر می‌دانند، ولی ما آقای خامنه‌ای را به معنای عام و آنچه در دنیا مرسوم است، رهبر نمی‌دانیم، بلکه می‌گوییم ایشان نائب امام زمان عجل‌الله تعالي فرجه است و نوعی تقدس برای این جایگاه قائلیم. این تقدس، در نظام ما کارساز است و ما بر اساس این اعتقاد دنبال کسی می‌رویم. مردم هم با همین اعتقاد در زمان امام بچه‌هایشان را به جبهه‌ها می‌فرستادند و شهید می‌دادند. آقای میرحسین به این اعتقاد ندارد. ممکن است بگوید رهبری را در قانون اساسی قبول دارد، ولی این برای ما کافی نیست.»

آقای آقازاده گفت: «در زمان امام ایشان را قبول نداشت، چون امام رهبر بود، ولی الان که ایشان رهبر شده‌اند، قبولشان دارد.» گفتم:‌ «خیر، این نوع رهبری را که ما می‌گوییم، ایشان قبول ندارد». گفت:‌ «دارد». گفتم: «ندارد و خواهی دید». انتخابات که تمام شد و آن اوضاع که پیش آمد، به ایشان گفتم: «دیدی آقا را قبول ندارد. رهبری ما یک نوع تقدس دارد. ایشان اگر مقام ولایت و مقام رهبری را قبول داشت، نتیجه انتخابات را می‌پذیرفت و می‌رفت تا در دوره‌های بعد شرکت کند، ولی این کار را نکرد».

می‌خواهم بگویم رهبری و ولایت در نظام ما تقدسی دارد که افرادی که می‌خواهند به میدان بیایند، باید آن را قبول داشته باشند و ما با این تقدس، این رهبری را پذیرفته‌ایم. اگر کسانی این را بپذیرند، می‌توانیم بگوییم نظام را قبول دارند و اگر نپذیرند، نمی‌شود. من معتقدم این تقدس را باید حفظ کرد و صرف اینکه ایشان حاکم هستند و رئیس و رهبر، کافی نیست. آنچه در نظام ولایی و اسلامی ما می‌تواند کارساز باشد، این اعتقاد است که ولایت‌فقیه، نیابت از جانب ولی‌عصر عجل‌الله تعالي فرجه است.»

( مصاحبه  با حضرت آیت‌الله مهدوي کني- شماره 360 ماهنامه «پاسدار اسلام» ویژه آذرماه)

ب) اظهارات دکتر مرندی، وزیر اسبق بهداشت

دکتر سید علیرضا مرندی وزیر بهداشت دولت موسوی و بعد دولت آقای هاشمی در خصوص بحثی که پس از انتخابات 88 با موسوی در خصوص برخی اظهارات وی داشته و رفتارهای پس از انتخابات وی تحلیلی دارد که در مصاحبه با برنامه شناسنامه و نیز پایگاه فرهنگ نیوز آن را به شرح ذیل ارائه کرده است.

1- گفتگو با فرهنگ نیوز

رسالت موسوی پایین آوردن جایگاه ولایت‌فقیه در کشور بود

فرهنگ نیوز: از آنجا که شما از مديران نسل اول انقلاب هستيد، و مهندس ميرحسين موسوی را از قبل می‌شناختید. نظرتان در رابطه با چرایی ورود ایشان به انتخابات بعد از اینکه 20 سال از صحنه سياست دور بودند چیست؟

قبل از انتخابات تصور بنده اين بود که ايشان کانديد نمی‌شود، چون بالاخره سال‌های طولانی از جريانات سياسی کنار کشيده بود. اما الان نظرم این است که علت حضورشان آن‌طور که در مصاحبه با مجله تايم آمريکا آمده بود شايد این بوده که او و گروهش رسالتی دارند برای اينکه قدرت ولایت‌فقیه را در کشور تخريب کنند يا کاهش بدهند يا از بين ببرند.

فرهنگ نیوز: از آنجایی که مصاحبه ایشان با مجله تایم تا حدودی دیدگاهشان به ولایت‌فقیه را نشان می‌دهد، نظرتان در رابطه با این مصاحبه را بفرمایید. آيا واقعاً شما در دهه 60 چنین برداشتی از شخصيت آقای موسوی داشتيد یا در طول این سال‌ها استحاله فکری در ایشان شکل گرفته ؟

من روز بعد از انتخابات خبر مصاحبه‌ی آقای موسوی در مجله تايم را شنیدم وقتی متن مصاحبه را دیدم واقعاً تصورم اين بود که این تحريف شده و هرگز تصور نمی‌کردم که واقعيت داشته باشد. با وجود اينکه چند سال باهم همکار بوديم ولی انگار ایشان را خیلی کم می‌شناختم. البته در زمانی که مقام معظم رهبری رئیس‌جمهور بودند من اختلافاتی را در ذهنيت آقای مهندس نسبت به آیت‌الله خامنه‌ای می‌دیدم. من 5 سال وزير ايشان بودم اگر در کابينه مشکلی پيش می‌آمد ما را به آقای هاشمی ارجاع می‌دادند. آن زمان آقای هاشمی رئيس مجلس بودند و قاعدتاً نبايد قوا در کار هم دخالت کنند. البته آیت‌الله خامنه‌ای بعضی اوقات به عنوان رئیس‌جمهور در جلسات هيئت دولت حضور پيدا می‌کردند ولی خب تعداد این جلسات خيلی زياد نبود. این چیزی بود که من از گذشته به خاطر دارم.

هر کسی مقاله ایشان در مجله تایم را بخواند، به طور روشن درمی‌یابد که ایشان قدرت ولایت‌فقیه رانمی پسندد و نمی‌پذیرد و قصد کاهش اين قدرت را داشته است. حتی عنوان شده که فرضاً اگر شما رئیس‌جمهور شوید قدرت زیادی در سياست خارجی و سیاست‌های کلان نظام و سیاست‌هایی که عمدتاً با ولی‌فقیه است ندارید. ايشان در پاسخ می‌گوید: ما با همين تظاهرات خيابانی و فشارهايی که به ولی‌فقیه می‌آوریم ايشان را مجبور به عقب‌نشینی می‌کنیم تا قدرت خود را تقسيم کند. این اصل مطلب آن مصاحبه است.

البته در ابتدا این مطلب برای من آن‌قدر تلخ و غیرقابل باور بود که طی صحبت‌هایی که از طرق مختلف با ایشان داشتم خواستم که اگر مطلب حقیقت ندارد آن را تکذیب کنند. ولی متأسفانه شاهدی بر پشیمانی ایشان یا اینکه بخواهد تکذیب کند ندیدم و برای من کاملاً روشن شد که مصاحبه‌ای با این شدت واقعاً صورت گرفته است. اما اینکه آيا ايشان همين ذهنيت را نسبت به ولایت‌فقیه امام (ره) هم داشته  است یا نه!؟ من نمی‌دانم.

فرهنگ نیوز: شما وقتی مصاحبه را خدمت مقام معظم رهبری بردید، ایشان چه واکنشی نشان دادند؟

از زمانی که ایشان رئیس‌جمهور بودند و من وزير بودم و بخصوص زمانی که رهبر معظم انقلاب شدند ایشان را فردی با سعه‌صدر هرچه تمام‌تر و واقعاً با بزرگ‌منشی خارق‌العاده دیدم. وقتی من این مطلب را خدمتشان بردم، ایشان خودشان انگليسی می‌دانستند، منتها من آن قسمت‌هایی که تلخ‌تر از همه بود را به خدمتشان عرض کردم و ایشان چون ظاهراً این خبر را نشنیده بودند به صحبت‌های من گوش کردند و عکس‌العمل خاصی نشان ندادند.

2- گفتگو در برنامه شناسنامه

« نکته‌ای که خیلی برایم عجیب بود مصاحبه‌ای بود که موسوی چند روز قبل از انتخابات با مجله تایم آمریکا انجام داد که روز انتخاب منتشر شد. وی در این مصاحبه گفته بود ما با این تظاهرات خیابانی باشکوهی که داریم به رهبری فشار می‌آوریم تا قدرت و توانمندی‌های ایشان را تقسیم کنیم. ما قانون اساسی داریم و کسی نباید در خیابان‌ها به دنبال گرفتن قدرت و توانمندی‌های رهبری باشد.

روزی که این مصاحبه را خواندم به وی نامه نوشتم که این حرف‌ها با شناختی که من از تو دارم درست نیست. بیا و این صحبت‌ها را تکذیب کن. اگر تکذیب کنی صدها میلیون مسلمانی که در دنیا هستند خوشحال می‌شوند. این نامه را به آقای تابش (نماینده اردکان) دادم و وی هم زحمت کشید و آن را به موسوی رساند، هشت روز بعد از انتخابات موسوی با من تماس گرفت، این اولین باری بود که برای کاری به جز موضوع بیماری فرزندانش با من تماس می‌گرفت.

موسوی در این تماس تلفنی به من گفت من وسیله تکذیب این مصاحبه را ندارم و سایت من را بسته‌اند، من در پاسخ گفتم شما احتیاجی به سایت ندارید. همان‌طور که مدام اطلاعیه صادر می‌کنید، یک اطلاعیه هم در تکذیب این مصاحبه صادر کنید. او گفت اگر به من اجازه دهند به‌صورت زنده در تلویزیون مصاحبه کنم، ممکن است به این موضوع هم اشاره‌ای داشته باشم. من در پاسخ گفتم من که مسئول این امور نیستم اما می‌دانم که این مصاحبه ضد ولایت‌فقیه و قانون اساسی بوده و شما باید آن را تکذیب کنید. اما وی دیگر در مورد تکذیب صحبت نکرد و این آخرین تماس ما بود.

اگر خودم با وی صحبت نکرده بودم و کسی ماجرا را برایم تعریف می‌کرد می‌گفتم دروغ است اما مصاحبه‌اش موجود است و او باید آن را تکذیب می‌کرد، متأسفانه این آقایان اظهار ندامت هم نکردند و هنوز روی حرف‌های خود ایستاده‌اند.» (منبع : برنامه تلویزیونی شناسنامه،3 اسفندماه 1392)

اما چگونه نخست‌وزیر دوره امام این سخن امام راحل را که فرمود: «پشتیبان ولایت‌فقیه باشید تا مملکت شما آسیبی نبیند » را به‌راحتی زیر پا گذاشت،ولایت‌فقیه‌ای که امام معتقد بود «برای مسلمین یک هدیه‌ای است که خدای تبارک‌وتعالی داده است »در همین راستا قابل تحلیل است . البته مثل همیشه وقتی مردم عمق ماجرا را دیدند نقش آفریدند .اقدام گسترده مردم ایران در 9 دی88  در واقع مصداق حمایتشان از ولایت‌فقیه و تلاش برای پایان دادن به بازی فتنه گران و بازی خوردگان بود. و جریانی که برای تطهیر و زنده ساختن دوباره این‌ها تلاش می‌کند در واقع خودش را لو می‌دهد و راه بجایی نخواهد برد.

نویسنده: سعید یاسری

 



رای شما
میانگین (2 آرا)
The average rating is 5.0 stars out of 5.


محسن
آقای میر حسین موسوی آخرین تیر ذخیره معاندین نظام بود که با لطف خداوند و ایستادگی محکم مقام معظم رهبری در مقابل زیاده خواهی جیره خواران و قدرت طلبان و بیداری ملت به سنگ خورد و شاید هم نعمتی بود برای بقای نظام که دلسوزان نظام اسلامی با قدرت طلبان بازی خورده سست ایمان تفکیک شوند


با بهانه تقلب آن روی سیاه و زشت خود را نمایان کردند و زبان بازان به ظاهر دوستدار نظام رسوا شدند هر چند به جای پشیمانی خیانت و حقارت خود را گاهی علنی می کنند که عدو شود سبب خیر اگر خدا خواهد

وای بر روزگار و چرخ روزگار و مسئولینی که تاریخ ها را نظاره گر نیستند تا خیانتها را بیشتر متوجه شوند
وای بر کسانی که برای این نظام شکنجه ها شدند و در نهایت عاقبت بخیر نخواهند شد
وای بر بزرگ مسئولینی که حتی اقا زاده اش سهم خواهی میکند خیانت می کنند و در نهایت توان هدایتش را ندارد در حالی که ادعای توان هدایت یک ملت را دارد
وای بر کسانی که دنیای ابدی خود را بر جاه طلبی و دنیای فانی می فروشند
وای بر کوته فکران و مدعیان بیسواد و بی مقدار
0 (0 آرا)
پست شده در ۱۳۹۳/۱۰/۷ ۰۷:۵۰